X
تبلیغات
مختلف
MILAD.GABANA
 

به شهرام می گن: بابات به رحمت ایزدی پیوست. میگه رحمت ایزدی دیگه کیه؟ می گن نه منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت. میگه دیار باقی دیگه کجاست؟ می گن یعنی دار فانی را وداع گفت. میگه دار فانی دیگه چجور داریه؟ می گن یعنی رخت از این دنیا بر بست. میگه منظورتون رو نمی فهمم. می گن الاغ! بابای خرت مرد میگه: خر من که بابا نداشت

|+| نوشته شده توسط میلاد اسحاقی کناری در پنجشنبه پانزدهم دی 1390  |
 

  دو تا ترک به تاکسی میگن: آقا ۳ نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که ۲ نفر هستید ! ترکه میگه: مگه خودت نمیخوای بیای 

|+| نوشته شده توسط میلاد اسحاقی کناری در پنجشنبه پانزدهم دی 1390  |
 
قلمي از قلمدان قاضي افتاد. شخصي که آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضي کلنگ خود را برداريد. قاضي خشمگين پاسخ داد: مردک اين قلم است نه کلنگ. تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسي؟ مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ويران کردي
|+| نوشته شده توسط میلاد اسحاقی کناری در پنجشنبه پانزدهم دی 1390  |
 
غضنفر میره خواستگاری دختره سیبیل داشته بهش میگه چرا سیبیل داری؟ دختر میزنه زیر گریه غضنفر میخواد دلداریش بده میگه:مرد که گریه نمیکنه.
|+| نوشته شده توسط میلاد اسحاقی کناری در پنجشنبه پانزدهم دی 1390  |
 
به ترکه میگن با ماتیز جمله بساز :میگه دزد اومد خونه ما نتونست دزدی کنه گرفتیمش!!میگن اینکه ماتیز نداشت: میگه خوب ما تیز بودیم دیگه.

|+| نوشته شده توسط میلاد اسحاقی کناری در پنجشنبه پانزدهم دی 1390  |
 

به لره ميگن 3 تا گردنبند نام ببر گفت: طلا - نقره – گوز .ميگن چرا گوز؟؟!!! ميگه چون هركي ميگوزه ميندازن گردن من

|+| نوشته شده توسط میلاد اسحاقی کناری در چهارشنبه چهاردهم دی 1390  |
 

به غضنفر ميگن پسرت اکس ميزنه ترکه ميگه : اکس چيه ميگن همونيکه باهاش ميرن فضا . به پسرش ميگه اکس ميزني ؟ ميگه نه غضنفر ميگه غلط کردي تو فضا ديدنت

|+| نوشته شده توسط میلاد اسحاقی کناری در چهارشنبه چهاردهم دی 1390  |
 

نام همسر در موبایل خانم ها:

آشنایی : مرد رویا هام. __نامزدی: عشقم. __ازدواج: هم نفسم. __بعد از 1 ماه: جان دلم.

بعد از 2 ماه: سایه سرم. __بعد از 3 ماه: شوهرم. __بعد از 1 سال: آقا بالا سر. __بعد از 2 سال: بخور بخواب.

بعد از 3 سال: نره غول! __بعد از 4 سال: لندهور!!__ بعد از 5 سال: مرتیكه نفهم بی شعور مفت خور نمك به حروم بی چشم و رو


|+| نوشته شده توسط میلاد اسحاقی کناری در چهارشنبه چهاردهم دی 1390  |
 

غضنفر  میره دکتر میگه شبها خواب می‌بینم با خرها فوتبال بازی میکنم. دکتر میگه این قرص هارو بخور. یارو میگه میشه از فرداشب بخورم؟ دکتر می‌پرسه چرا؟ میگه آخه امشب فیناله 

|+| نوشته شده توسط میلاد اسحاقی کناری در چهارشنبه چهاردهم دی 1390  |
 

غضنفر از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه: اسم من توی تمام باغچه ها هست. می گه: آهان فهمیدم، شلنگ!  

|+| نوشته شده توسط میلاد اسحاقی کناری در چهارشنبه چهاردهم دی 1390  |
 
 
بالا